خاطرات شهدا

خرید بک لینک
جانباز70درصد!!!! گفت:که چی ؟!?هی جانباز جانبازشهید شهید!میخواستن نرن!کسی مجبورشون نکرده بود!!! گفتم :چرا!مجبورشون میکرد! گفت:کی؟?؟! گفتم:همونی که تو نداریش ! گفت :چی رو ؟؟؟؟???! گفتم : غیرت ۲ ۰ ۹۶/۱۱/۰۳ فاطمه زهرا عباسی خاطرات شهدا...

ما را در سایت خاطرات شهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 0:37

معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا... #دیدار یار:خلوت همسر شهید فرهنگی با پیکر همسر شهیدش #مدافعان عاشق حرم ۱ ۰ ۹۶/۱۱/۰۵ فاطمه زهرا عباسی خاطرات شهدا...

ما را در سایت خاطرات شهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 0:37

#شهید_محمد_بلباسی: ✍اینها روڪہ مینویسم بده نیروها تهیہ ڪنند بعد بیان براے اعزام بہ جبهه_فرهنگی! ۱⇦توکل ۲⇦توسل ۳⇦غیرت ۴⇦تهذیب نفس ۵⇦فرمایشات آقا واز همہ مهمتر... اخلاص! ۱ ۰ ۹۶/۱۱/۰۷ فاطمه زهرا عباسی خاطرات شهدا...

ما را در سایت خاطرات شهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 0:37

حضرت زینب به من فرمود: برای حفظ اسلام باید جون داد. #شهید_مدافع_حرم محمد نقی ارغوانی متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. ۰ ۰ ۹۶/۱۱/۰۸ فاطمه زهرا عباسی خاطرات شهدا...

ما را در سایت خاطرات شهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 0:37

روزهای اول همه چیز فراوان بود! مثلا همین گازوئیل ! هر چهار یا پنج نفری از مدافعان حرم که با هم، هم اتاق میشدند چند گالن ۲۰ لیتری گازوئیل هم برای گرمایش اتاق میگرفتند. آب و هوای کشور سوریه و علی الخصوص روستاهای اطراف حلب بسیار سرد میشد. چند روزی از حضورمان در حلب میگذشت که داعشی ها اتوبان و جاده اصلی رو اِشغال کرده بودن. مسئول تدارکات بین بچه ها اعلام کرد از امشب جیره بندی کنید. جاده رو گرفتن و امکان آوردن گازوئیل و نفت نیست. سوز سرما استخوان های آدم رو درد می آورد. نمی شد کاری کرد. مجبور شدیم بخاری های نفت سوز رو بیرون بزاریمُ بجاش از بخاری های ذغالی و چوب سوز استفاده کنیم. حدود ساعت ۱۰ شب خاموشی میزدن. چندتکه چوب رو داخل بخاری گذاشته و آتش میکشیدیم به هر آنچه که بود. یکی دوساعت اول گرمای خوبی داشتُ همه چیز خوب بود. اما ساعت ۱۲ به بعد که هیزم ها خاکستر میشدند، سرما فضای خانه را احاطه می کرد. اگر بگویم بدنمان منجمد میشد ، دروغ نگفتم. حالا تو این سرما رزمنده ها باید نگهبانی می دادنُ خیلی ها نمازشب میخوندن. حالا هر کجا و هر کسی که هستیم فراموش نکنیم این مرز و بوم قهرمان های زیادی داره. یکی از اون قهرمان ها مدافعان حرم هستن. مدافعان حرم تمام سختی ها رو بخاطر اعتقاد شون و مردم عزیز کشور مون تحمل میکنن. #شهدا ۱ ۰ ۹۶/۱۱/۰۸ فاطمه زهرا عباسی خاطرات شهدا...

ما را در سایت خاطرات شهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 0:37

صفحه بندی